حرمت شکنی تا چه اندازه

دیگر نمی دانم چرا اینقدر مماشات

یعنی انها توجه ندارند به چکس توهین نکردن
امروز من واقعا شرمنده ام از امام زمان که عصر عاشورا حسینی یه عدهای می ایند و می زنند و می رقصن.
وای خدای من یعنی چرا باید این گونه شود.

بدانید تای پای جان برای ولایت فقیه ایستاده ام

دیدگاه‌ها خاموش

ببین حال شب و روزم و این غصه جانسوز

باز از سینه دلم – با دل خون-پای برهنه زده بیرون-به گمانم شده مجنون

به کجا میبردم این که چنین بال کشیده است و پریده است و رهیده است

چه جانکاه – کشید از دل خون آه –

دلم سوخت برای دلم و تا که نشستم به بر حرف دل خویش

شنیدم که به لب ندبه کنان – مویه کنان – موی کنان

آه کشان – از دل و جان – گفت :سوال از چه ؟

ببین حال شب و روزم و این غصه جانسوز

که یاران و رفیقان همه گشتند مسافر- همه زائر- همه حاجی-همه مُحرم

و گمانم که هم الان همگی گرم طوافند

به دور حرم قبله عالم -همان عشق معظم -همان روح مکرم

خداوند غم و اشک محرم- و من غم زده اینجا- تک و تنها

باز هم با دل خون گفت: دل من تو کجا دیده دو چشمت

که در این ظلمت گمراهی و این عصر سیاهی

که کسی خرج کسی شعله کبریت نکرده است

دو خورشید طلائی -که دو تا پرچم سرخ است نمادش

به مدار هم و با هم بدرخشند و بتابند و نخوابند شب و روز

دل گمشدگان را چو بیابند

چه بزمیست در این سفره

که یک سوی بود جنت الارباب و بود سوی دگر جنت العباس

و در آن بین چه بین الحرمینی است

که با شور حسینی همه سینه زنان -گریه کنان- ناله زنان

شور بگیرند برای پسر حضرت زهرا

عرب خالقی

دیدگاه‌ها خاموش

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبدِ الله

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبدِ الله

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَابْنَ رَسُوْلِ الله

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ اَمیِر المُؤمِنِیَن وَ ابْنَ سَیِدِ الوَصیّیَن

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَا بْنَ فاطِمَةَ سَیِدَةِ نِساءِ العْالَمِینَ

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا ثَارَ الله وَ اَبنِ ثَارِهَ وَالوِتْرَ الْمَوْتُورِ

دیدگاه‌ها خاموش

من خوشبختم چون یقین دارم

این شکل باده
من نمی تونم ببینمش.ولی احساسش می کنم
چه احساسی دارم
من احساس زیبا و شگفتی دارم

دیدگاه‌ها خاموش

همه‌مان می‌دانیم و می‌بینیم که می‌رویم

نمی‌دانم که همه از کجاییم و به سوی کجا می‌رویم همه. در مورد جزئیات این گزاره چیزی نمی‌دانم. ولی همه‌مان می‌دانیم و می‌بینیم که می‌رویم. روزی، شبی، وقتی یا حتی بی‌وقتی. می‌رویم به سوی ناشناخته‌ای. بعد باز به درستی همین جمله فکر می‌کنم. آیا همه‌مان می دانیم که می‌رویم؟ من، تو، او، ما، شما، ایشان، ایشان، ایشان؟

دیدگاه‌ها خاموش