حضرت زینب کبری علیهاالسلام در حماسه عاشورا دوشادوش برادر حرکت کرده و لحظه ای از ایثار و فداکاری باز نایستاد. آن گرامی در سفر کربلا دو یادگار از همسرش عبداللّه بن جعفر داشت به نامهای عون و محمد که هر دو در رکاب امام حسین علیه السلام به شهادت نائل شدند. عون بن جعفر هنگام شهادت رجز می خواند و می گفت: اِن تُنْکِرُونی فَاَنَا بنُ جَعْفَرٍشَهیدُ صِدْقٍ فِی الْجَنانِ اَزْهَر یَطیرُ فیها بِجَناحٍ اَخْضَرٍ کَفی بِهذا شَرَفاً فی الْمَعْشَرِ «اگر مرا نمی شناسید بدانید که من از فرزندان جعفر طیار هستم؛ همان شهید راستین در بهشت درخشان. او در آنجا با بالهای سبز خویش پرواز می کند و این شرافت خانوادگی در روز محشر بس است.» محمد نیز در هنگامه نبرد تن به تن با دشمن، این گونه آگاهی و معرفت خود را نشان می داد: نَشْکُو اِلَی اللّه ِ مِنَ الْعُدْوانِ قِتالَ قَوْمٍ فی الرَّدی عُمْیانِ قَدْ تَرَکُوا مَعالِمَ الْقُرآنِ وَ مُحْکَمَ التَّنْزیلِ وَ التِّبْیانِ «به خداوند متعال از دست دشمن [کینه توز] شکایت می کنیم، با قومی قتال می کنیم که چشم حقیقت بین ندارند [و در افتادن به هلاکت کورند]. آنان آموزه های قرآن و آیات محکم آنرا فراموش کرده اند.» امام حسین علیه السلام بعد از شهادت آن دو نوجوان پیکرهای خون آلودشان را بغل گرفت و در حالی که پاهایشان بر زمین کشیده می شد، آنها را به خیمه ها آورد. حضرت زینب علیهاالسلام بردباری فراوانی از خود نشان داد؛ آن گونه که همه بانوان از خیمه ها بیرون آمدند امّا او بیرون نیامد. اول برای بی تابی نکردن و دوم اینکه مبادا چشم برادر به او بیفتد و ناراحت و شرمنده شود. حضرت زینب علیهاالسلام اسوه صبر و بردباری بود امّا در دلش غوغایی وجود داشت.