بعضی ار مواقغ بعضی از اهنگ اینقدر به دل می شینه که دوست دارم اون را بنویسم و با صدای بلند با اهنگ بخونم
توی این خلوت شب
منم و حس غریب
دل عاشقم چرا
از همه خورده فریب
من توی جاده عشق
دیگه پا نمی زارم
دلم و پیش کسی
دیگه جا نمی زارم
از کجا باید شروع کرد
در دل که گفتنی نیست
قصه من خیلی وقته
که شنیدنی نیست
تو خودم دارم می پوسم
ولی هیچ کس نمی دونه
چقدر سخته که ادم
با خودش تنها بمونه
یه روزی خیال می کردم
عشق علاج همه درد هاست
عشق و فریاد می زدم که
ابیه به رنگ دریاست
من ساده با نگاهی
دلم رو ارزون فروختم
ریشمو خودم سوزوندم
واسه همیشه سوختن
واسه همیشه سوختن
از کجا باید شروع کرد
در دل که گفتنی نیست
قصه من خیلی وقته که شنیدنی نیست
حالا عمریه که دیگه
عشق و من باور ندارم
تن من می لرزه وقتی
اون روزا رو یاد می یارم
اسمون دعا کن امشب
واسه این مرد تنها
خسته ام بس که نشستم
به امید صبح فردا