مصر

کویر مصر ایران

هفته قبل هفته خیلی سختی بود برام چونکه از اصفهان که برگشتم شب ساعت ۱ بود رسیدم ساعت ۵ روز سشنبه باید بلند می شدم برم به سمت دانشگاه شریف برای رفتن به روستای مصر خوب تقریبا خیلی راحت رسیدم به دم در دانشگاه اولین نفری بودم که رسیدم ساعت ۷ بود تفریبا چند مین بعد یواش یواش بچه ها می اومدند.

خوب خیلی خسته بودم رفتن به اصفهان  و اون بدون خوابیدن . اصفهان که می خواستم برم چون جلوی اتوبوس بودم اصلا خوابم نمی برد راننده خواب بود هرچند لحظه یه بار بلند می شد یه چک می زد توی گوشش تا خوابش نبره واقعا ترسیده بودم از این که تصادف کنیم چون بعضی مواقع واقعا انحراف های بدی می داشت راننده طوری که با صدای رفتن روی خط مرزی جاده هم بیدار نمی شد واقعا مونده بودم چه کار باید بکنم.

خوب رفتیم به کویر واقعا خیلی خوش گذشت . اما به کجور نوشهری که با بچه های نهال ۲ سال پیش رفتم نمی رسید ولی باز خیلی حال داد.

از فردا می رم سره کار کمی دلهره دارم . بالاخره این وبلاگ نوشتن ها و کار با جوملا جواب داد یکی هم من رو بالاخره کشف کرد :دی

در اولین فرصتی که بتونم عکس های مصر رو بگیرم حتما اینجا اپلود می کنم

حال عجیبی دارم دلهره ای در وجودم هست که نگو و نپرس

خیلی حال کردم از محیط کارم بنظرم خیلی خوب می رسه امید وارم فقط یه تصور نباشه.

دیدگاه‌ها خاموش